دکتر مینا قربانی در گفتگو با رسانه “جواننگار” با اشاره به تأثیرات جنگ بر روان کودکان اظهار داشت: کودکان بلافاصله پس از مواجهه با جنگ دچار شوک روانی میشوند، علائم شامل لکنت زبان ناگهانی، شبادراری، چسبندگی شدید به والدین و ترس از صداهای بلند است؛ مغز کودک در این حالت دائماً در وضعیت تهدید قرار دارد که باعث ترشح مداوم هورمونهای استرس میشود.
وی با اشاره به تفاوت این تأثیرات در پسران و دختران گفت: پسران بیشتر تمایل به برونریزی از طریق پرخاشگری یا رفتارهای تخریبی دارند، درحالیکه دختران معمولاً درونریزی میکنند که منجر به اختلالات خوردن، افسردگی یا سکوت انتخابی میشود؛ البته این الگو همیشه صدق نمیکند.
متخصص روانشناسی کودک با اشاره به تأثیر جنگ بر رشد شناختی کودکان بیان داشت: استرس مزمن باعث کاهش حجم هیپوکامپ (مرکز حافظه) و رشد بیش از حد آمیگدال (مرکز ترس) میشود؛ این کودکان معمولاً در حل مسئله، تمرکز و یادگیری زبان مشکل دارند؛ برخی مطالعات نشان میدهد ضریب هوشی کودکان جنگزده ۱۰-۱۵ درصد کاهش مییابد.
وی با اشاره به روشهای مؤثر برای کمک به کودکان افزود: بازیدرمانی با عروسکها و نقاشی، داستانسرایی درمانی، ایجاد روال روزانه ثابت، حیواندرمانی و گروههای همسالان تحت نظارت روانشناس از روشهای مؤثر در کمک به کودکان است و نکته کلیدی این است که اجازه دهیم کودک احساساتش را با سرعت خودش بیان کند.
قربانی با اشاره به نقش مدارس در بهبود این کودکان بیان داشت: مدارس امن میتوانند سه نقش حیاتی داشته باشند که شامل، بازگرداندن حس عادی بودن زندگی، شناسایی کودکان نیازمند کمک و تقویت مهارتهای اجتماعی است و معلمان آموزشدیده میتوانند با فعالیتهای گروهی، به کاهش انزوای این کودکان کمک کنند.
وی با اشاره به اینکه کودکان امروز، صلحسازان فردا هستند، تأکید کرد: هر دقیقه جنگ برای یک کودک برابر است با یک سال آسیب روانی. سرمایهگذاری در برنامههای رواندرمانی کودکمحور نهتنها وظیفه اخلاقی است، بلکه از هزینههای آینده برای درمان اختلالات روانی و اجتماعی میکاهد؛ کودکان امروز، صلحسازان فردا هستند، اگر شانس زندگی داشته باشند.
متخصص روانشناسی کودک در پایان افزود: کودکان بازماندگان کوچک جنگ نیازمند حمایت بلندمدت هستند، بهبود روانی آنان ممکن است سالها طول بکشد، اما هرگز نباید از تلاش دست کشید.
انتهای خبر/























































